عماد الدين حسن بن علي الطبري
76
كامل بهائى ( فارسي )
و كفر به وى دهد و به مذهب شيعه اين ظلم بر حق تعالى روا نباشد . اما آنان كه اثبات صلاحيت كردند خود حجج ايشان ظاهر است . اما آنكه نفى صلاحيت كردند تمسك ايشان است كه مىگويند اگر او را صلاحيت و ورع بودى بر على كه صاحب حق بود تقدم نكردى و فدك از فاطمه زهرا عليها السّلام بازنستدى كه رسول صلّى اللّه عليه و آله به وى داده بود . و در وقت مرگ خلافت به على دادى كه صاحب حق بود نه به ديگرى ، و خالد بن وليد با زن مالك بن نويره زنا كرد حق حد بر او راندى چنان كه عمر خطاب بر آن اشارت كرد و او از وى قبول نكرد . دليل سوم ، كتب تواريخ اهل سير مطالعه كردم و زائد بر آن از علماى طوائف تفحص كردم و چنان يافتم كه هرگز هيچ رسولى نبود كه بعد از وى خليفهء وى و قائم مقام وى مشرك بوده باشد ، و بعد از چهل سالگى اسلام آورده باشد ، و ترك سيصد و شصت بت كرده و ايمان آورده باشد . چون اين هرگز نبود پس رسول ما كه افضل رسل است و خاتم انبياء چگونه شايد كه به حكم : قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ ( احقاف 8 ) يعنى بگوى كه نبوده مبتدع از ميان پيغمبران ، خليفه رسول صلّى اللّه عليه و آله ما بخلاف ايشان باشد ، و ارتكاب معاصى و مناهى كرده و لات و عزى را به خدائى قبول كرده ، و جمله علماى طوائف مىگويند كه : « على ، لم يشرك باللّه ، طرفة عين أبدا » يعنى على شرك به خداى تعالى چشم بر هم زدنى نكرد هرگز . پس عدالت و عفت و عصمت كه در امامت به كار آيد در على عليه السّلام يافتيم . و از اين معانى هيچ در غير وى نبود از خلفا . پس قطع كردم به بطلان خلافت ايشان و امامت و خلافت على صلّى اللّه عليه و آله . دليل چهارم ، تتبع آثار و اخبار و تواريخ علماى سلف كردم چنان يافتم كه هيچ رسولى از دنيا نرفت الّا كه ذريت وى و اقرباى او خليفه و قائم مقام وى بودند . چنان كه آدم را وصى شيث كه هبة اللّه نام او بود ، و نوح را پسر او سام ، و ابراهيم را پسران او اسماعيل و اسحاق ، و يعقوب را يوسف ، و موسى را هارون در حال حيات و يوشع بن نون بعد از وفات و يوشع بن نون عم موسى بود ، و داود را سليمان و عيسى و يحيى كه هر دو پسران خالهء يكديگر بودند و زكريا همچنين قريب عيسى ، و انبياء آنچه كردند لا بد به اجازت حق تعالى كردند و اين معنى سنتى باشد از خداوند و انبياء . كما قال : سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا ( اسراء 79 ) سنت كسى كه به تحقيق فرستاديم ما پيش از تو از رسولان ما و نمىيابى مر سنت ما را